
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
بوته ی نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا
با هزاران جوانه می خواند
من ترا در تو جست جو کردم
نه در آن خوابهای رویائی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم, پر شدم , ز زیبائی
حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
زتو ماندم, ترا رها کردم
عاشقم, عاشق ستاره ی صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هرچه نام امیر است بر آن
(دوستای خوبم اینم وبلاگ منو امیر جونه منتظر حظور گرمتون هستیم)